انسان ها در لکه گیری الگوها ، به ویژه چهره ها در اشیا in بی جان قهرمان هستند - ">

خبر

  • تک بورد - مغز ما مانند چهره های واقعی ، بیان چهره های واهی را در چیزها

    مغز ما مانند چهره های واقعی ، بیان چهره های واهی را در چیزها "می خواند"
    21 روز و 1 ساعت قبل

    "از نظر مغز ، ساختگی یا واقعی ، همه صورت ها به یک شکل پردازش می شوند."
    انسان ها در لکه گیری الگوها ، به ویژه چهره ها در اشیا in بی جان قهرمان هستند - به "چهره در مریخ" معروف در تصاویر گرفته شده توسط مدارگرد وایکینگ 1 در سال 1976 ، که در اصل فریب نور و سایه است. و مردم همیشه آنچه را که آنها تصور می کنند چهره عیسی است در نان تست سوخته و بسیاری دیگر از مواد غذایی معمولی مشاهده می کنند. حتی یک حس

    نام فانتزی پدیده پاریدولیای صورت است. دانشمندان دانشگاه سیدنی دریافته اند که ، نه تنها چهره ها را در اشیا everyday روزمره می بینیم ، بلکه مغز ما حتی برای بیان احساسی اشیا objects را پردازش می کند دقیقاً مانند کارهایی که برای چهره های واقعی انجام می دهیم نه اینکه اشیا را به عنوان تشخیص "نادرست" دور بیندازیم. این مکانیزم مشترک شاید در نتیجه نیاز به قضاوت سریع در مورد دوست یا دشمن بودن یک شخص تکامل یافته باشد. تیم سیدنی کار خود را در مقاله اخیر منتشر شده در مجله Proceedings of the Royal Society B.

    نویسنده اصلی ، دیوید آلیس ، از دانشگاه سیدنی ، به گاردین گفت:

    ما یک گونه اجتماعی پیچیده هستیم و تشخیص چهره بسیار مهم است ... شما باید بشناسید که کیست ، آیا خانواده است ، دوست است یا دشمن ، اهداف و عواطف آنها چیست؟ چهره فوق العاده سریع شناسایی می شود. به نظر می رسد مغز این کار را با استفاده از نوعی روش تطبیق الگو انجام می دهد. بنابراین اگر جسمی را مشاهده کند که به نظر می رسد دو چشم بالای بینی بالای دهان دارد ، پس می گوید: "اوه من چهره ای می بینم." کمی سریع و شل است و گاهی اوقات اشتباهاتی را انجام می دهد ، بنابراین چیزی که شبیه چهره باشد اغلب باعث ایجاد این تطابق الگو می شود.

    آلیس سالهاست به این موضوع و موضوعات مرتبط علاقه مند است به عنوان مثال ، در مقاله ای که در سال 2016 در Scientific Reports منتشر شد ، آلیس و همکارانش بر اساس تحقیقات قبلی شامل توالی سریع چهره ها که ادراک هویت چهره و همچنین جذابیت را نشان می دهند ، نسبت به چهره هایی که اخیراً دیده شده اند تعصب دارند. بنابراین آنها یک کار دودویی را طراحی کردند که از رابط انتخاب در وب سایت ها و برنامه های همسریابی آنلاین (مانند Tinder) تقلید می کند ، در این صفحه کاربران در پاسخ به اینکه آیا عکس پروفایل شرکای احتمالی را جذاب یا غیر جذاب می دانند ، انگشت خود را به چپ یا راست می کشند. آلیس و همکاران دریافت که بسیاری از ویژگی های محرک - از جمله جهت گیری ، حالت چهره و جذابیت ، و ضعف ادراک شده در پروفایل های همسریابی آنلاین - به طور سیستماتیک نسبت به تجربه گذشته اخیر مغرضانه عمل می کنند.

    تبلیغات

    این مقاله توسط مقاله ای در سال 2019 در Journal of چشم انداز ، که این رویکرد تجربی را برای قدردانی ما از هنر گسترش داد. آلیس و همكارانش دریافتند كه ما هر نقاشی را كه در یك موزه یا گالری مشاهده می كنیم ، بر اساس شایستگی های خود ارزیابی نمی كنیم. آنها همچنین دریافتند که ما مستعد یک "اثر کنتراست" هستیم: به این معنا که اگر یک اثر نقاشی از نظر زیبایی شناختی جذاب تر نیست ، تصور می کنیم جذاب تر باشد. در عوض ، این مطالعه نشان داد که قدردانی ما از هنر همان تعصب سیستمی "وابستگی سریال" را نشان می دهد. ما قضاوت می کنیم که اگر نقاشی ها را بعد از دیدن یک نقاشی جذاب دیگر ببینیم ، جذاب ترند و اگر نقاشی قبلی نیز از نظر زیبایی از جذابیت کمتری برخوردار باشد ، آنها را کمتر ارزیابی می کنیم.

    مرحله بعدی بررسی مکانیسم های خاص مغز بود پشت چگونگی "خواندن" اطلاعات اجتماعی از چهره افراد دیگر. پدیده پاریدولیای صورت آلایس را به عنوان مرتبط مرتبط دانست. وی گفت: "یک ویژگی بارز این اشیا is این است که آنها نه تنها شبیه صورت هستند بلکه حتی می توانند احساس معنای اجتماعی اجتماعی را نیز منتقل کنند" ، مانند یک فلفل دلمه ای خرد شده که به نظر می رسد قلاب دار است یا یک حوله حوله که به نظر می رسد لبخند زدن.

    ادراک صورت بیش از ویژگی هایی است که در همه چهره های انسان وجود دارد ، مانند قرار دادن دهان ، بینی و چشم. مغز ما ممکن است از نظر تکاملی با آن الگوهای جهانی سازگار باشد ، اما خواندن اطلاعات اجتماعی مستلزم این است که بتوانید کسی را شاد ، عصبانی یا ناراحت کنید یا اینکه به ما توجه می کند. طبق مقاله ای که سال گذشته در مجله Psychological Science منتشر شد ، گروه Alais یک آزمایش سازگاری حسی را طراحی کردند و مشخص شد که ما در حقیقت پاریدولیای صورت را به همان روشی که برای چهره های واقعی انجام می دهیم ، انجام می دهیم.

    این آخرین مطالعه مسلماً حجم نمونه کمی دارد: 17 دانشجوی دانشگاه ، همه آنها آزمایشات عملی را با هشت چهره واقعی و هشت تصویر پاریدولیا قبل از آزمایشات انجام دادند. (داده های آزمایش ثبت نشده است.) در این آزمایشات واقعی از 40 چهره واقعی و 40 تصویر پاریدولیا استفاده شده است که شامل عباراتی از عصبانیت تا شاد و در چهار گروه خشمگین ، کم عصبانی ، کم شاد و خوشحال است. در طول آزمایش ها ، هر تصویر به طور خلاصه به افراد نشان داده شد و سپس بیان عاطفی را در مقیاس رتبه بندی عصبانی / خوشحال رتبه بندی کردند.

    تبلیغ

    اولین آزمایش برای آزمایش اثرات سریال طراحی شد. آزمودنی ها توالی 320 آزمایش را به اتمام رساندند و هر یک از تصاویر به ترتیب تصادفی هشت بار نشان داده شدند. نیمی از افراد در مرحله اول با استفاده از چهره واقعی و در مرحله دوم از تصاویر پاریدولیا این بخش را تکمیل کردند. نیمه دیگر آزمودنی ها برعکس عمل کردند. آزمایش دوم مشابه بود ، به جز موارد واقعی و تصاویر پاریدولیا به طور تصادفی در آزمایشات ترکیب شدند. هر شرکت کننده یک تصویر معین را هشت بار رتبه بندی کرده است و این نتایج به طور متوسط ​​برای تخمین میزان بیان تصویر در نظر گرفته شده است.

    "آنچه ما دریافتیم این بود که در واقع این تصاویر پاریدولیا توسط همان مکانیزمی پردازش می شوند که به طور معمول پردازش می شود. احساسات در یک چهره واقعی ، "آلیس به گاردین گفت. "شما به نوعی قادر نیستید کاملاً آن پاسخ چهره و پاسخ احساسی را خاموش کرده و آن را به عنوان یک شی ببینید. به طور همزمان یک شی و صورت باقی می ماند. "

    به طور خاص ، نتایج نشان داد که افراد می توانند به طور قابل اعتماد تصاویر پاریدولیا را برای بیان چهره ارزیابی کنند. افراد همچنین همان تعصب وابستگی سریال را نشان دادند که کاربران Tinder یا بازدید کنندگان گالری هنری از آن استفاده می کنند. به این معنا که چهره توهمی شاد یا عصبانی در یک شی از نظر بیان شباهت بیشتری به صورت قبلی دارد. و هنگامی که چهره های واقعی و تصاویر پارئیدولیا با هم مخلوط می شوند ، مانند آزمایش دوم ، این وابستگی سریال زمانی بیشتر مشاهده می شود که افراد تصاویر پارئیدولیا را قبل از چهره انسان مشاهده می کنند. آلیس و همکاران آنها نوشتند كه این نشانگر یك سازوكار زمینه ای مشترك بین این دو است ، این بدان معناست كه "پردازش بیان به شدت به ویژگیهای صورت انسان محدود نمی شود".

    "این شرایط" تلاقی "مهم است زیرا این نشان می دهد که همان روند اصلی بیان صورت بدون در نظر گرفتن نوع تصویر درگیر است. " "این بدان معنی است که دیدن چهره در ابرها چیزی بیش از خیال کودک است. وقتی اجسام به طرز قانع کننده ای شبیه به چهره می شوند ، چیزی فراتر از تفسیر است: آنها واقعاً شبکه تشخیص چهره مغز شما را هدایت می کنند. و این مضراب یا لبخند - این مغز شماست سیستم بیان صورت در محل کار. برای مغز ، ساختگی یا واقعی ، همه صورت ها به همان روش پردازش می شوند. "

    DOI: Science Psychology، 2020. 10.1177 / 0956797620924814 (درباره DOI).





خبرهای دیگر از علوم پایه