نویسندگان/کارگردانان جردن پیل با فیلمهای قابل تاملی مانند Get Out and Us ، جایگاه خود را به عنوان است">

خبر

  • تک بورد - نقد و بررسی: Candyman اسلشر منحصر به فرد را به یک نماد جاودانه برای ضربه سیاه تبدیل می کند

    نقد و بررسی: Candyman اسلشر منحصر به فرد را به یک نماد جاودانه برای ضربه سیاه تبدیل می کند
    14 روز و 9 ساعت قبل

    "Candyman او نیست. Candyman کل کندوی لعنتی است."
    نویسندگان/کارگردانان جردن پیل با فیلمهای قابل تاملی مانند Get Out and Us ، جایگاه خود را به عنوان استاد ترسناک مدرن و مرتبط با اجتماعی تثبیت کرده است. به نفوذ او به عنوان تهیه کننده بسیار گسترده تر است ، صداهای تازه ، دیدگاه های کارگردان و دیدگاه های متنوع را به ژانری که به شدت به هر سه نیاز دارد ، می رساند. آخرین تولید او Candyman است ، دنباله

    داستان کوتاه بارکر "ممنوعه". در این فیلم ویرجینیا مدسن به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی/نشانه شناسی شیکاگو بازی کرد که پایان نامه آن به افسانه های شهری می پردازد. او در مورد مجموعه ای از قتل های وحشیانه در پروژه مسکن عمومی Cabrini-Green می شنود. گفته می شود قاتل شبح هنرمندی در اواخر قرن نوزدهم به نام دانیل روبیتیل (تونی تاد) است که به دلیل داشتن فرزند نامشروع با یک زن سفیدپوست لینچ شد. اوباش دست راست او را بریده و عسل به او آغشته کردند تا زنبورها را مجبور به سوزاندن او کنند تا قبل از سوزاندن جسد او و خاکستر او را در محل کنونی پروژه پراکنده کنند.

    خواندن بیشتر

    ما در تلاش برای اختراع مجدد هوشمندانه جوردن پیل در مورد Candyman هستیم

    افسانه معتقد است که هرکسی می تواند Robitaille ، معروف به Candyman ، را با پنج بار تکرار نام خود در حین جستجو در یک احضار کند. آینه سپس Candyman ظاهر می شود که احضار کننده را با قلاب به جای کنده خراب شده اش می کشد. بی اعتقادی هلن به افسانه به نوعی کندیمن را دوباره بیدار می کند ، او در حالی که هلن را به عنوان عامل جنایت معرفی می کند ، سری جدیدی از قتل ها را آغاز می کند. وقتی کندیمن پسر بچه یکی از ساکنان Cabrini-Green را به نام آن ماری مک کوی (ونسا ویلیامز) می رباید ، هلن در ازای آزادی نوزاد با او در جاودانگی قرارداد می بندد.

    بوسه معروف-در که زنبورها از دهان کندیمن و حلق هلن بیرون می ریزند-500 زنبور عسل واقعی درگیر بودند ، اگرچه این زنبورهای خاص از آنجایی که مدسن به نیش زنبور حساسیت داشت از انواع گزنده نبودند. (تاد از یک دهان محافظ برای صحنه استفاده می کرد. بیش از 200،000 زنبور عسل در فیلم استفاده شد و تاد به ازای هر 23 نیش در طول فیلمبرداری 1000 دلار پاداش دریافت کرد.) ، برنامه ریزی برای سه نفر از آنها برای سوزاندن مرگ در آتش سوزی غول پیکر سالانه پروژه. هلن موفق می شود با نوزاد فرار کند ، اما بر اثر سوختگی شدید می میرد. به نظر می رسد آب نبات در شعله های آتش از بین می رود. در صحنه پایانی ، شوهر فریبکار هلن ، ترور (ژاندر برکلی) ، که احساس گناه می کند ، نام هلن را پنج بار در حالی که به آینه نگاه می کند تکرار می کند. روح هلن ظاهر می شود و او را با قلاب می کشد ، در نتیجه خود تبدیل به بخشی از افسانه Candyman می شود.

    تبلیغات

    Candyman در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو در 1992 ظاهر شد و در اکتبر همان سال به سینما رفت. این فیلم بیشتر نظرات مثبت منتقدان را دریافت کرد ، آنها از ترکیب غیرمعمول نویسنده/کارگردان برنارد رز با ایده های شگفت انگیز با لرزهای وحشتناک و ضربان شدید فیلم لذت بردند. اجرای تاد ، کندیمن را تبدیل به یک فیلم ترسناک کرد و موفقیت فیلم باعث دو دنباله وحشتناک شد: Candyman: Farewell to the Flesh (1995) و Candyman: Day of the Dead (1999).

    چهارمین فیلم ، احتمالاً در زمستان در کالج زنان نیو انگلند مستقر شد ، در جهنم توسعه گیر کرد و در نهایت کنار گذاشته شد. (خود تاد ایده فیلم Candyman در برابر Leprechaun را که به طرز خنده داری فاجعه بار بود ، خنثی کرد.) در آن زمان بود که کمپانی Monkeypaw Productions اردن پیل وارد عمل شد. TriStar Pictures هلن و BFF و دانشجوی برنادتش (Kasi Lemmons) در پروژه مسکن Cabrini-Green در زمینه اسطوره Candyman کار میدانی انجام می دهند. YouTube/TriStar Pictures The Candyman (تونی تاد) ظاهر می شود و هلن را هیپنوتیزم می کند. یوتیوب/تصاویر TriStar هلن سیاه رنگ شده و بیدار می شود و به هم می ریزد. آیا او قاتل است یا کندیمن؟ YouTube/TriStar Pictures "قربانی من باش": بوسه معروف با یک لقمه زنبورها. YouTube/TriStar Pictures

    با توجه به موضوعات اصلی نژاد و طبقه اجتماعی در پروژه های مسکن عمومی شیکاگو ، به راحتی می توان فهمید که چرا پیل به داستان کشیده شده است. رمان بارکر در لیورپول بومی نویسنده در انگلستان تنظیم شد و بر سیستم کلاس بریتانیایی متمرکز بود. رز تنظیمات را به Cabrini-Green تغییر داد ، تحت تأثیر ترس غیرمنطقی که در ساکنان محلی ایجاد کرده بود ، بسیاری از آنها حتی از رانندگی در پروژه ترسیدند. رز حتی از گزارش روزنامه در مورد قتل واقعی زنی به نام روتی می مک کوی استفاده کرد که در پروژه مسکن دیگری توسط مزاحمان از طریق کابینت دارو به قتل رسید.

    این برداشت جدید درباره کندیمن داستان یک دهه پس از تخریب برج های کابرینی - 30 سال پس از وقایع فیلم اول. هنرمند تجسمی آنتونی مک کوی (یحیی عبدالمطین دوم ، ما ، دیده بان) و دوست دختر صاحب گالری اش برایانا (تیمونا پریس ، اگر خیابان بیل می توانست صحبت کند) به یک انبار لوکس در محله ای که اکنون دچار جنون شده است نقل مکان می کنند.

    آنتونی با پرچم دار شدن حرفه خود ، پس از شنیدن خبر از صاحب لباسشویی محلی ، ویلیام برک (کلمن دومینگو ، اگر خیابان بیل می توانست صحبت کند) ، به دنبال الهام و جستجوی افسانه شهری Candyman می گردد. داستان نه در فلاش بک های سنتی ، بلکه با بازسازی صحنه هایی با عروسک های سایه ای روایت می شود-یک روایت بدیع و چشمگیر. در این تجسم ، کندیمن شبح مردی با قلاب دستی به نام شرمن فیلدز است که دوست داشت در دهه 1970 به بچه ها آب نبات بدهد. هنگامی که تیغ های تیغ در آب نبات ظاهر شدند ، پلیس شرمن را هدف قرار داد و او را با ضرب و شتم به قتل رساند. البته او بی گناه بود و شرمان/کندیمن درست مانند تجسم قبلی دست به کشتارهای وحشیانه زد.

    شیفته این داستان ، آنتونی تصمیم می گیرد یک نمایشگاه هنری در اطراف کندیمن ایجاد کند. بر اساس فرضیه رسمی ، با این تصمیم آنتونی "ناخودآگاه دری را به روی گذشته ای پیچیده باز می کند که عقل خود را باز می کند و موج وحشتناک ویروسی خشونت را راه اندازی می کند که او را در مسیر برخورد با سرنوشت قرار می دهد." هرکسی که فیلم اصلی را دیده باشد احتمالاً ارتباط آنتونی را با آن حدس می زند.

    تبلیغات

    پیل شیفته دوپلنگر و تصاویر آینه ای است و مطمئنا Candyman 1992 مطمئناً با آن نقوش بازی می کرد. فیلم داکاستا آن نقوش را جلو و مرکز می آورد و با تیتراژ ابتدایی شروع می شود. ضبط "مرد آب نبات" (آهنگی که برای فیلم ویلی وونکا و کارخانه شکلات سازی) توسط سامی دیویس جونیور در سال 1972 در حال پخش است ، اما ما یک نسخه خاموش و مخدوش را می شنویم ، گویی آن را از طرف دیگر آینه می شنویم. - تقریباً انگار که ما آب نبات هستیم. و قطعه ای که آنتونی برای ورود به نمایشگاه گالری ایجاد می کند (با عنوان "نامش را بگو") یک کابینت دارویی آینه ای است که باز می شود تا چندین نقاشی را در فضای پشت آن نشان دهد. بله ، برخی جرات می کنند پنج بار "Candyman" را در آینه بگویند. و بله ، آنها به طرز وحشتناکی می میرند.

    تریلر رسمی شماره 2 برای Candyman.

    اجراها در همه جا فوق العاده هستند و DaCosta وقتی به گور مورد نیاز می رسد ، تعادل خوبی را ایجاد می کند. مطمئناً صحنه های بسیار گرافیکی خشونت وجود دارد ، اما کارگردان از آنها کم استفاده می کند. همانطور که اغلب ، خشونت در خارج از صفحه ، از راه دور یا در بازتاب آینه رخ می دهد ، در نتیجه از آنچه در فیلم معمولی برنده شما معمولاً شبیه یک شل خونین یکنواخت است ، جلوگیری می شود.

    مهمتر از همه ، DaCosta و پیل یک داستان جذاب ایجاد کرده اند که به بررسی نحوه بیرون آمدن افسانه های شهری از بی عدالتی های آسیب زا می پردازد. چگونه این صدمات همچنان نسل ها را درگیر جامعه می کند. و چگونه می توان قربانیان آن بی عدالتی ها را با داستان هایی که انتخاب می کنیم به هیولا تبدیل کرد. همانطور که هلن لایل چند دهه قبل اظهار داشت ، ایجاد روایت کندیمن به این صورت بود که ساکنان کابرینی-گرین سعی کردند احساس بی معنی را معنا کنند. تصادفی نیست که در فیلم داکوستا ، هلن به رسالت محلی خود رسیده است: داستان هشداردهنده یک زن سفیدپوست که دیوانه شده است ، چندین قتل مرتکب شده است ، و یک کودک را ربوده و قبل از آتش زدن در آتش سوخته است.

    من چند مشکل کوچک دارم. تمسخر دنیای هنر کمی آسان است و با این امتیاز ، فیلم کمی مسطح می شود. (مخمل مخملی کار بهتری در ترکیب عناصر طنز و وحشت در دنیای هنر انجام داد.) داستان در بازی آخر کمی بیش از حد پیچیده می شود و گاهی فیلم با نمادگرایی خود کمی بیش از حد سنگین می شود. لحن موعظه آمیز و اخلاقی (حتی یک "برنامه درسی آموزشی" آنلاین همراه با تفسیر "مربیان سیاه پوست ، متخصصان ژانر ، و افراد مبتلا به وحشت که افسانه Candyman و فرهنگ سیاه را بررسی می کنند" همراه است.)

    اما این جنبه ها نمی توانند فروکش کنند قدرت قصه گویی و طنین فرهنگی انکارناپذیر Candyman به عنوان یک نماد بی انتها که خشم سرکوب شده را در طول قرن ها درد و ضربه سیاه هدایت می کند. تیتراژ پایانی فوق العاده ، نقوش عروسکی سایه را باز می گرداند تا چرخه بی پایان خشونت را نشان دهد که منجر به تجسم های مختلف Candyman در طول چند دهه می شود. چه چیزی می تواند وحشتناک تر از این باشد؟

    ظاهراً تماشاگران فیلم موافق هستند: Candyman آخر هفته گذشته در صدر جدول گیشه قرار گرفت و DaCosta را به اولین کارگردان زن سیاه پوست تبدیل کرد که فیلم را در پرده برتر باز کرد. او در حال حاضر کارگردانی فیلم مرحله چهارم MCU ، The Marvels ، دنباله فیلم پرفروش Captain Marvel در سال 2019 را بر عهده دارد. با توجه به کارهایی که او با Candyman انجام داده است ، نمی توانم منتظر بمانم تا ببینم DaCosta چگونه ژانر ابرقهرمانی را تصور می کند.

    Candyman در حال حاضر در سینماها بازی می کند. ما اکیداً توصیه می کنیم هنگام تماشای فیلم در سینما احتیاط کنید. این کار را فقط در صورت واکسیناسیون کامل و استفاده از ماسک در طول مدت غربالگری انجام دهید.

    فهرست بندی تصویر توسط Universal Pictures





خبرهای دیگر از بازی